شيخ حسين انصاريان
336
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
گذرم به اين بازار افتاد و پتك زنى آهنگرها را به روى سندان ديدم اين آيه يادم آمد : وَلَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَديدٍ » « 1 » و براى آنان گرزهايى از آهن [ مخصوص ] است [ كه بر سرشان مىكوبند . ] از خوف عِقاب حق عقلم پريد ! سلمان به او گفت : تو ارزش اين را دارى كه در راه خدا برادر من باشى . حلاوت محبّت او قلب سلمان را گرفت . باهم بودند تا جوان مريض شد ، سلمان بالاى سرش آمد در حالى كه جوان در حال جان دادن بود ، سلمان صدا زد : يا مَلَكَ الْمَوْتِ ارْفُقْ بِأخى . اى ملك الموت با برادر من مدارا كن . جواب شنيد : انّى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفيقٌ . « 2 » من با هر مؤمنى به مدارا رفتار مىكنم . نصيحت زناكار از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه : مردى به عيسى عليه السلام گفت : زنا كردم ، مرا پاك كن . عيسى مردم را خواست تا وى را سنگسار كنند . گنهكار فرياد زد : هر كس حدّى به گردن دارد مرا نزند . همه رفتند جز عيسى و يحيى . يحيى نزديك آمد و گفت : مرا پندى ده ، گفت : نفس را با هوا و ميلش آزاد و تنها مگذار . فرمود : بيفزاى ، گفت : گنهكار را سرزنش مكن . گفت : بيفزاى ، گفت : غضب
--> ( 1 ) - حج ( 22 ) : 21 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 22 / 385 ، باب 11 ، حديث 27 ؛ الأمالى ، شيخ مفيد : 136 .